تبليغاتX
مسیر سبز

مسیر سبز

.....خدایا اخرین مسافت سبز چقدر طولانی است

 

چهارشنبه ۲۱ رمضان بعد از اذان ظهر شبکه دوم سیما آیت الله مکارم شیرازی:

... وقتی مادری به فرزندش پولی می دهد که در روز جشن عاطفه ها در صندوق بیندازد در آن بچه محبت متولد می شود و او هنگامی که بزرگ شد با ماشین بمب گذاری شده داخل جمعیت نمی رود و عده زیادی را به خاک و خون نمی کشد. کسی که این کار را می کند یا نطفه اش مشکل دارد یا محبت پدر و مادر ندیده است....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 19:25  توسط نفيسه  | 

 

الوسیس: آزاد مرد کسی است که در زنجیر نباشد و همچون برده از بیم مجازات در وحشت نباشد

کانت: آزادی عبارت است از استقلال از هر چیز به جز قانون اخلاقس

هابز: آزاد مرد آنست که از انجام کاری که بخواهد بازداشته نشود

شبلینگ: آزادی نیست جز تعیین مطلق امر نامتعین از طریق قوانین ساده هستی

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 15:51  توسط نفيسه  | 

یکی از علمای معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده لعنه الله علی حده ( خدا او را به تنهایی لعنت کند) به حجت با وی بس نیامد, سپر بینداخت و برگشت. کسی گفتش: ترا با چندین علم و ادب که داری با بیدینی به حجت برنیامدی؟ گفت علم من قران است و حدیث و گفتار مشایخ و او بدانها معتقد نیست و نمی شنود و مرا شنیدن کفر به چه کار آید؟ پس خاموشی به. آنکس که به قران و خبر زو نرهی آنست جوابش که جوابش ندهی گلستان سعدی باب چهارم حکایت چهارم
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 21:11  توسط نفيسه  | 

 

 

                                     Image hosting by TinyPic

 

آقای مشیری تولدتان مبارک. من نیز مانند خیلی از مردم این دیار با شما در کوچه آشنا شدم. آشنا شدم و زندگی کردم. هر بار می خوانمش باز برایم تازگی دارد. اما شما را فقط در کوچه نباید یافت. آنزمان که مشت می کوبیدی بر در و پنجه بر پنجره ها تا فریاد بزنی و آن زمان که به جای تاک تشنه پای دیوار بلند کاجها و در پناه از آفتاب گرم دشت منتظر باران نوازش بودی من تو را همراهی می کردم و با تو می گشتم:

ما نیز گشته ایم

                 «و آن شیخ با چراغ همی گشت ...»

                                                         آیا تو نیز, چون او « انسانت آرزوست؟»

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:

                             ما را تمام لذت هستی به جست و جوست

                                                            پویندگی تمامی معنای زندگیست

هرگز

      «نگرد! نیست»

                        سزاوار مرد نیست....

 شعر جست و جو از مجموعه آواز ان پرنده غمگین

 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 22:1  توسط نفيسه  | 

در این که نرگس سریال پر مخاطبیست شکی نیست و اینکه یک برنامه پر مخاطب حاشیه ساز هم بشود طبیعیست. پوپک گلدره فوت کرد و از همان زمان پخش سریال نرگس, گزارشهای خبری از سریال, پشت صحنه ان و حتی والدین پوپک پخش شد. اما اینکه در دو بخش خبری پر بیننده به عنوان خبر اعلام شود که امشب آخرین قسمتی است که پوپک گلدره به عنوان نرگس بازی می کند و از فردا یکی دیگر, چیز غریبیست. حتی عجیب تر از آنکه روزنامه شرق همین خبر را در صفحه اول بیاورد. ( به نظر این کار نوعی استفاده از محبوبیت یک سریال برای جذب مخاطب است ). به هر ترتیب پای نرگس به SMS هم باز شد. این متن برای یکی از دوستان من آمده بود: خدایا لبنان را از شر اسرائیل, ایران را از شر آمریکا و نرگس را از شر شوکت نجات بده. آمین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 21:3  توسط نفيسه  | 

سخت بود ولی بالاخره تمام شد. حالا من هم دوباره پشت کنکوری شدم. تازه اول راهم چه برای اینکه از حق خودم دفاع کنم چه از حق دیگران. باید بیشتر بخوانم, بدانم و تجربه کنم. متون کلاسیک شرط لازم است ولی نه کافی.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 21:9  توسط نفيسه  | 

 

چند شبی است که از شبکه 3 مجموعه نرگس در حال پخش شدن است. موضوعی که تا به حال در آن پرداخته شده عبارت است از مقایسه یک ارتباط سالم قبل از ازدواج بین نرگس و احسان که به صورت عاقلانه و به دور از احساسات در حال شکل گیری است و یک ارتباط تقریبا نا سالم که در بهترین حالت به قصد ازدواج صرف میان یک دختر و پسر به صورت پنهانی شکل گرفته است. پرداختن به مسایل اجتماعی البته به جز اختلافات خانوادگی, طلاق و یا ازدواج های سنتی عملی بود که نیاز به عبور از خط قرمز هایی را داشت که هزینه آن تا چندی پیش اصلا به صرفه نبود. سریال دوران سرکشی به کارگردانی کمال تبریزی که یک آسیب اجتماعی (فرار دختری از منزل) را روایت کرده بود و به جای نفی آن یا ذکر صرف زشتی های این عمل به دنبال علل به وجود آمدن ان می گشت, شروعی بر این عبور بود. نکته ای که در سریال نرگس با وجود مثبت ترین نگاه به رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج قابل مشاهده است اول اعتراف به وجود چنین پدیده ای در جامعه بوده, دوم نفی زشتی مطلق آن است که به کلی آن را ناصواب نخوانده است. هر جند که در ادامه به این نتیجه می رسد که ازدواج از این روش, به احتمال قوی با شکست روبرو خواهد شد. اما رابطه نرگس و احسان نیز در مجموع با معیار های سنتی که تا کنون در سیما پخش می شده (اشتغال یک دختر و ایجاد رابطه عاطفی میان او و فرد مافوقش و درخواست ازدواج به صورت رو در رو و بدون دخالت مستقیم خانواده ها – پدر و مادر-) متفاوت است. پذیرش بیماری – اگر این مورد را بیماری بدانیم- گام اول در راه بهبود آن محسوب می شود که تلویزیون قدم در این راه گذاشته است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:20  توسط نفيسه  | 

نوشتن آنهم برای یکسالگی کار سختی است اما مهم اینست که زمان یکسالگی به یادم مانده. چند روز بعد از انتخاب احمدی نژاد بود و من نه چندان بی تفاوت از اتفاقات سیاسی اطراف فکر ایجاد وبلاگ را عملی کردم. برای من که آشنایی زیادی با کار در وب نداشتم کار سختی بود. پرسان پرسان به جلو رفتم تا به انشا رسیدم. تازه فیلم مسیر سبز را دیده بودم و تحت تاثیر آن نام وبلاگ را نیز green mile گذاشتم. کمی می نوشتم اما مهم این بود که می نوشتم و حضورم را حس می کردم. نمی دانم شاید در موج و تب وبلاگ نویسی من هم صاحب آن شدم. اما حالا از این تجربه بسیار خوشحالم. امیدوارم مرتب تر و بیشتر و با مفهوم تر بنویسم و به روز کنم و از تمام کسانی که کمکی در این راه انجام دهند استقبال می کنم.

و در پایان کسانی که فیلم بسیار زیبای مسیر سبز را ندیده اند یا نیاز دیدن دوباره آن را حس می کنند پنجشنبه این هفته این فیلم مجددا از شبکه 2 بعد از اخبار سراسری پخش حواهد شد و احتمالا تکرار آن نیز جمعه ظهر خواهد بود.

این هم هدیه تلویزیون برای یکسالگی وبلاگ من.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 8:23  توسط نفيسه  | 

 

استقلال قهرمان لیگ برتر شد که به طرفداران این تیم تبریک می گویم, اما از جهتی هم برای مسوولان و طرفداران این تیم متاسفم که دلیلش را در ادامه خواهید خواند. بعد از سوت پایان بازی, بازیکنان استقلال با گرفتن پرچمهای یا حسین و انرژی هسته ای... دور افتخار می زدند که سر و کله یک روحانی (احتمالا پیش نماز استادیوم!) کنار زمین پیدا شد. بعد از دقایقی شلوغی و ازدحام, تمام بازیکنان تیم قهرمان و افراد دیگری که آنجا بودند پشت سر این روحانی دو رکعت نماز شکر به جماعت خواندند. برگزاری این نماز جماعت چند سوال و ایراد عمده را به وجود می آورد که ذکر می کنم:

1-     چند نفر از جمع نمازگزار با وضو به میدان آمدند؟

2-     چند نفر از نمازگزاران موقع نماز خواندن هنوز وضو داشتند؟ ( با توجه به اینکه امکان تجدید وضو در پایان مسابقه وجود نداشت.)

3-     از کی تا حالا نماز مستحبی را به جماعت می خوانند؟

4-     چه کسی به این روحانی مدرک داده که حداقلهای رشته کاری اش را نمی داند؟

5-     از آنجائیکه جمع نمازگزار به صورت کمان دور روحانی مشغول نماز بودند, قبله کدام سمت می شود؟

6-     کشف جدید اینکه به جز نماز میت ظاهرا نمازهای دیگری را هم با کفش می توان خواند.

7-     این روحانی و مسوولان دیگر به چه حقی به خود اجازه دادند که از دین استفاده ابزاری کرده,  آن را به استهزاء کشند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:37  توسط نفيسه  | 

من دارم دوشنبه شب میرم فکر نکنم دیگه هم دیگر را ببینیم من را فراموش کن و به خاطر تمام بدی هایم مرا ببخش

از طرف سال ۸۴

عیدتان مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 10:55  توسط نفيسه  |